سلطان محمد مطربي سمرقندي
314
تذكرة الشعراء ( فارسي )
ايشان ، عند الاخيار كالشمس فى وسط النّهار ، ظاهر و پيدا و لايح و هويداست و محتاج به تعريف نيستند . فقير قصيدهاى « 1 » مصنوعى در مدح ايشان گفتم و درر معانى بسيار سفتم و هيچيك از ابيات قصيده را ، خالى و عارى از صنعتى نگذاشتم و اسامى آن صنايع را ، به سرخى ، بر صدر ابيات نوشتم و آيات و احاديث و كلام عرب كه دلالت بر آن صنايع داشت ، در جنب آن مرقوم گردانيده ، به ملازمت شريف ايشان رفتم ، بعد از ملاحظه و مطالعهء آن ، عنايت كرده ، فرمودند كه طبعت دقيق و سخنت به تحقيق ظاهر مىشود . عقيدهء من ، به اين قصيده ، چنان است كه از ابناى زمان و شعراى دوران ، بدين اسلوب نتوانند جرئت نمودن . بعد از آن ، اين كمينه را ، به جايزهء كرامند و صلهء ارجمند ، مخصوص گردانيدند . نوبت ديگر كه به ملازمت ايشان مستسعد گشتم ، التماس نصيحتى كردم ، فرمودند كه : نصيحت مىكنم كه هيچوقت خود را از تفكّر خالى ندارى ، زيرا كه تفكّر بنفسه خود عبادت است و حقتعالى ، در كلام مجيد خود فرموده : إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ « 2 » لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ « 3 » و نيز حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و سلّم - مىفرمايند : « تفكّر ساعة خير من عبادة « 4 » ستين « 5 » سنة « 6 » » يعنى : فكر كردن در صنايع قدرت الهى و بدايع فطرت پادشاهى ، بهتر است از شصتساله طاعت و عبادت . بدان كه هيچ طاعتى ، بهتر از فكرت نيست ، زيرا كه خداى تعالى ، فكرت را در عداد قيام و قعود ، ذكر كرده و فرموده كه : الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِياماً وَ قُعُوداً وَ عَلى جُنُوبِهِمْ وَ يَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ « 7 » و فكر دو نوع است : يكى در نسخهء آفاقى ، از امارات صنعت و ديگرى در صحيفهء انفسى ، از دلالات حكمت و مطابق ساختن علامات
--> ( 1 ) . در نسخهء استنساخ شده : ( قصيدى ) . ( 2 ) . در نسخهء استنساخ شده : ( الآيات ) . ( 3 ) . سورهء رعد ( 12 ) ، 3 ؛ سورهء روم ( 30 ) ، 21 ؛ سورهء زمر ( 39 ) ، 42 ؛ سورهء جاثيه ( 45 ) ، 13 . ( 4 ) . در نسخهء استنساخ شده : ( عبادت ) . ( 5 ) . در نسخهء استنساخ شده : ( و سنة ) . ( 6 ) . بحار الانوار ، 69 / 293 ، باب 37 ، ح 23 . ( 7 ) . سورهء آل عمران ( 3 ) ، 191 .